شبیه سِند های دیجیتالی
خودم رو از عقب تَکل میکنم و
خداحافظ دنیای فوتبال همیشه فارس
دریای خزر همیشه فارس / دنیای همیشه فالس
خداحافظ دریای دنیای همیشه فارلس .
خداحافظ چلسی
من از تو هیچ بدی ندیدم .
تو درست است که مرا تا پایان هفته ی شانزدهم رساندی
ولی اشتوتگارد طاقت حتی یک هفته طی دقایقی که شاهد بودیم :
کاکا پاس میده به ژلاتین
ژلاتین خودش رو در مسیر یک حمله ی تروریستی
با رختخواب های متحرک هوشمند آدم فضایی هایی قرار میده که زمین خدا رو ول کردن و تو برهوت مردی و رفاقت ، سنگ صابون جوجه اردک های زشت رو به کف پاهاشون میمالن .
خب این طبیعیه . ولی کی باورش میشد نردبون کَره از سوراخ دماغش چشمه ی داسیلوا خبرم کنه ؟ اونم با هزار تا بادمجون که یادم رفته اونارو بندازم تو ماکارونی برزیل . عجب ته دیگ
بیاین بریم تو قابلمه . ببینیم توی این کارگاه سیمپیچی ، چه آدمای بزرگی رفت و آمد میکنن ! ببینیم وسط این همه کِرم بی خاصیت بد مزه میتونیم یه سوسک چاق و چله ، شکار کنیم و اون رو زنده زنده بخوریم ! ببینیم موفق میشیم همه ی پاهای این هزار پارو از اول تا آخرش بشماریم ، که البته اونم مثل اکثر بازیکن های چپ پا ... :
کاکا
مثل اکثر بازیکن های چپ پا و ...
کاکا
دو قرت و نیم که اون دیگه سه فاز میشه ...
آها میخواستم اینو بگم
نمیتونه بخوبی از پای راستش استفاده کنه
با پای راستش نمیتونه از دور دروازه ی حریفارو تهدید چُسَکی بکنه
و از کنار دروازه به شکل خطرناکی عبوووووووووو.
- نمی تونم خودم رو از عبور جلوتر بکشم
احساس میکنم تا اگه از عبور بتونم رد بشم
دیگه میتونم ادعای پیغمبری بکنم و
ادعای خرچنگ قورباغه هارو تو پایان داستان تبدیل کنم به" ر " ، یا که نه ، یه مرکز ثقل عظیم الجثه که :
جرثقیل .
آخرین چیزیه که میتونه جونم برات بگه .